حسن حسن زاده آملى

280

هزار و يك كلمه (فارسى)

چهارم از صفات قبيحهء منافقين آن است كه مؤمنين را سخريه و استهزا مىنمايند و اين علامت بزرگ جهالت است ، زيرا كه بر فرض مؤمنين برخطا رفته باشند بايد با دليل و موعظه آنها را برگردانند نه سخريه و خود حضرت پيغمبر و مؤمنين صدر اول هرگز كفار را مسخره نمىكردند و از اينجا معلوم مىشود كه كشتن بهتر از مسخره كردن است و مسخره سلاح عاجز جاهل است . عاقبت اين عمل زشت منافقين آن است كه خداوند آنها را مسخره و استهزا مىكند و آنها را در طغيان و كفر باقى مىگذارد . اگر گويى استهزا كار جهال است و لايق ساحت مقدس الهى نيست . در جواب گوييم : غرض نتيجهء استهزا است چون استهزا كننده مىخواهد طرف خود را ذليل و شرمنده كند ، خداوند آنها را ذليل و شرمنده مىنمايد نه آنكه واقعا استهزا كند و بر سبيل مقابله به مثل لفظ استهزا را براى ذليل كردن استعاره آورده ، مثل اينكه در قرآن وارد است : « فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ » يعنى اگر كسى بر شما ظلم كند به مثل آنكه بر شما ظلم كرده شما هم بر او ظلم كنيد با آنكه اگر مظلوم به مثل آنكه ستم‌ديده تقاص كند ظلم نيست و اسمش را در اين آيه ظلم گذاشته به جهت مماثلت لفظى ، چنان‌كه مماثلت در مقدار و كيفيت شرط است . اما اينكه خداوند آنها را در كفر باقى مىگذارد براى آن است كه هدايت يافتن در نتيجهء استماع و تدبّر كردن حاصل مىشود و وقتى به هدايت‌كننده اعتنا نكنند و او را مسخره كنند البته علم براى آنها حاصل نمىشود و موعظه در آنها تأثير نمىكند ، لذا در كفر مىمانند . پس معلوم شد كه باقى ماندن آنها در كفر نتيجهء عمل زشت خود آنهاست نه آنكه خداوند آنها را بىجهت از هدايت بازداشته باشد . 16 - مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ - 17 - صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ - 18 - أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ - 19 - يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ترجمه :